شعر سفارشی، آسیب نیست، شاعر نما آسیب است!

شعر سفارشی، آسیب نیست، شاعر نما آسیب است!

شعر سفارشی، آسیب نیست، شاعر نما آسیب است!

اساسا هر پیشه ای را هنری باید و هر کسب و کاری را درآمدی!

بسیاری از فضلا و صاحب نام‌های دنیای مجازی اظهار فضل کرده و گفته‌اند که شعر سفارشی یک آسیب است! چون از متن قلب نمی‌آید آیا واقعا چنین است!؟ آیا اگر شما برای نمای ساختمان خود درخواست به یک معمار سفارش بدهید یک نمای نازیبا تحویل می‌دهد که از قلب نیست!؟ آیا تمامی نماهای خاص و سازه‌های زیبای دنیا رایگان است و سازنده فقط برای رضای قلبش‌ ارایه کرده!؟ آیا یک کارگردان از اعماق وجودش و فقط برای اینکه نشان دهد فیلمش قلبی است از روی سفارش چیزی نمی‌سازد!؟ مگر نه اینکه تمامی آثار، سازه‌ها و… در نهایت برای مخاطب است مگر کسی جز مخاطب هست که صحه بگذارد روی خروجی اثر!؟ فلسفه‌ی سفارشی بودن چیزی، هیچ ارتباطی به قلبی بودن یا نبودن اثرندارد زیرا شما هر هدیه‌ای یا هر چیزی که در ازای تولید آن اجرتی پرداخت می‌کنید به واقع دستمزد و ارزش آنرا پرداخت کرده‌اید و تولیدکننده‌ی آن سفارش در ازای ارزش مادی یا معنوی بدست آمده نیز حق مطلب را ادا می کند. اینکه چیز سفارشی از دل نیست کاملا نادرست است و این نظریه 100% غلط است بخصوص در تولید آثار هنری و ادبی- شبهه‌ی که ایجاد شده تفاوت در خروجی اثر نیست در هنرمند و هنرمندنماست در شاعر و شاعرنماست. از متن ترانه های برخی خواننده های نوپا و اشعار و تکست‌های چاپ شده می توان به این نتیجه رسید. این یعنی اثر تولید شده چه سفارشی باشد و یا چه نه، مشکلی را ایجاد نمی‌کند اما اگر هنرمند با هنرمندنما اشتباه گرفته شود مشکل ساز است!

شبیه تمام کسب و کارها و مشاغل و هنرها از سرگذشت شاعران هم بخوبی خواهید فهمید که اساسا یک شاعر که پیشه اول و اصلی‌اش سرودن شعر و شاعری‌است قطعا برای ادامه حیات و گذران زندگی باید از این راه کسب درآمد کند. سری به تاریخ بزنید شاهنامه فردوسی و تمام هزینه‌ی سفر فردوسی در طی سی سال بر عهده سلطان غزنوی بود پس اگر شاهنامه را اثری فاخر می نامیم نباید از این موضوع نیز نباید غافل بمانم که این شاعر هر چه سرود برای دل بود و وجهی دریافت نکرد! اگرچه اجرت نهایی که قررا بود چندصد کیسه طلا باشد به چندصد کیسه نقره تغییر کرد و همین شد که فردوسی شاکی شد و بجای وصف شاه از او بدگویی کرد. اما شما ببینید کل این اثر ازپایه به سفارش شاه بود و کل هزینه زندگی فردوسی و تحقیق در میادین جنگ و گشت و گذار در ایران برای یافتن واژه‌های فارسی نیز بر عهده دربار بود بنابراین دریافت وجه از شاه هیچ اثر سوء و یا منفی بر کیفیت اثر شاهانمه نداشت. حتی نام کتاب شاهنامه یک نام کاملا سفارشی و در مدح شاهان ایرانی است! اما آیا دریافت مواجیب از دربار کیفت شاهنامه را زیر سوال بود؟ آیا این اثر سفارشی یک اثر فاخز نیست!؟

در مورد سعدی و حافظ و بسیاری دیگر نیز همین داستان است حافظ تا مدت ها از راه نانوایی کسب درآمد می‌کرد و تا بعدها توسط دربار آنزمان مورد توجه قرار گرفت شما سری به گلستان سعدی بزنید! سعدی عرفان را به اندازه مولانا درک نکرد اما بیشتر از همه به داستان‌سرایی و پند و نصیحت‌هایی که توسط حاکمان تجویز می شد، پرداخته! اما آیا آثاراین دو فقط و فقط بدون سفارش بوده!؟

اساسا، شعرسرایی یا نظم سرایی صنعتی بود که سالهای سال توسط شاهان و دباریان اهل ادب ارج نهاده می شده به همین جهت در بسیاری از دوران، شاعران بسیار مورد عطوفت شاهان عصر خود قرار می گرفتند که البته این الطاف یک طرفه نبود و بسیاری از شعرا نیز بخوبی دین خود را ادا می‌کردند.

اینکه چیزی که مخاطب دوست دارد را شما با هنرمندی خود بسازید نقص نیست!

اینکه شما خود را جای هنرمند جا بزنید و چیزی بسازید که خلاف یک اثر است نقص است!

اینکه در سفارش فقط ذهن و ساختار دیکته شده را لحاظ کنید شما هنرمند نیستید فقط دیکته‌نویس هستید! این همان آثار بی کیفیتی است که در ادبیات کهن و معاصر می بینم نتیجه دیکته شدن و سفارشات بی‌چون وچرا مقام‌های سیاسی و حکومتی است.

چیزی که شعر سفارشی را شاید مورد تهاجم و تخریب می‌کشد سرودن اشعار سفارشی دیکته شده است که شاعرش فقط برای اهدافی که خود هم قبول ندارد قلمش را بفروشد اگر شما شاعری را وادار به سرودن آنچه که در واقعیت دوست ندارد بگمارید قطعا شعری که سروده می شود نتیجه تمامیت عشق و خلوص شاعری نخواهد بود! اما اگر از شاعر بخواهید با تمام خلاقیت و هنرمندی‌اش یک اثر برای شما خلق کند حال با ذکر چند خواسته شما و لحاظ کردن هنرمندانه‌ی آن خواسته در اثر سفارشی- کمال و نبوغ شاعر را نمایان می کند. شک نکنید!

اساسا موضوع اشعار سفارشی ، اصلا باعث نقص، آسیب و یا کمرنگ کردن وجه شاعر نیست! اینکه ذهن خلاق شاعر در هنگام دریافت یک سفارش از هم گسیخته خواهد شد و شعر درون مایه ای را ارایه نخواهد کرد کاملا از پایه بی اساس و غلط است. خلاقیت ارتباطی به فی البداهه بودن یک ایده و یا طرح آن توسط دیگری و اجرا توسط شما ندارد خلاقیت ذهن کاوشگر ماست که از درون تمام داده هایی که به حافظه سپرده ایم بر خواهد آمد و در وقت چینش آن داده ها، در هر حوزه و هنر و شغلی، آنرا به بهترین شکل ارایه کنیم.

شعر ساز کمک بسیاری به:
  1. ترویج شعر و ادب پارسی
  2. آشنا کردن عموم مردم با شعر
  3. رعایت خلاقیت در شعرسفارشی مشتریان
  4. حذف تجمل گرایی و اعطای کادوهای مادی
  5. حمایت از شاعران برای حفظ پیشه شاعری
  6. گسترس فرهنگ هدیه های معنوی و قلبی
  7. عدم خروج ارز از کشور بواسطه اشیا و کادوهای چینی
  8. گسترش تنوع شعر در کسب و کارها
  9. همدردی های اجتماعی
  10. و…

که نباید از آنها غافل بود همین امر سبب شده تا شاعران حس بسیار خوبی داشته باشند و از کنار کسب درآمد بتوانند با نهایت خلاقیت و از درون مایه خود برای بر دل و زبان جاری کردن اشعار استفاده کندد و کیفیت را فدای کمیت نکنند. چون این اصل همیشه با شعر ساز است.

چراکه شعر ساز یک نفر نیست یک کارگروه ادبی و یک انجمن شعر و شب شعر همیشگی است!

شما زمانی که حق الزحمه یک هنر را ندهید آنرا بی ارزش کرده اید! نه اینکه بدهید و بی ارزش شود! و پرواضح است که شعر سفارشی کسر شأن شاعر نیست!

برخی گفته اند شعر باید یافتنی باشد نه بافتنی!

یک نکته: آیا شما بدون هیچ داده ای می توانید خلاق باشید!؟ آیا اگر مغز شما هیچ اطلاعاتی از پیرامون نداشته باشد اگر چیزی خلق کنید آن بافتنی است یا یافتنی!- قطعا چیزی را نمی توانید بدون هیچ اطلاعاتی از جهان درون یا پیرامون و… خلق کنید. پس شما باید بهانه ای باشد و داده های بی شماری که بر اساس آن چیزی را ببافید و یا بیابید!

حال فرض کنیم به یک شاعر  4 کلمه بدهند که بر اساس آن شعری بسراید آیا اینجا چیزی بافته می شود یا یافته!؟

اگر یافته می شود خب خود شما هم با آن 4 کلمه باید بیابید! اگر بافته می شود پس باید جوینده باشید تا یابنده! پس شما هم باید بتوانید! اما چرا نمی توانید!؟ شعر یک هنر ذاتی است و درک یک لحظه است که بر ریتم وزن جاری می شود.

پس در هر صورت، شاعری که میتواند چه ببافد و چه بیابد در هر حال فرق اساسی با شما دارد که نمی توانید و این خود هنر است!

اما آیا بین بافتن و یافتن تفاوتی است؟ شاعران چه کهن چه معاصر و چه در آینده برای سرودن شعر به بهانه های شعری که همان درکی از دنیای درون و پیرامون است نیاز دارند حال این نیاز گاهی توسط شخصی مطرح می شود و شاعر آنرا دستمایه شعرش قرار می دهد و گاه خود شاعر آنرا به خودش سفارش میدهد!

دوست عزیزی در شبکه های اجتماعی گفته بود که “وقتی شما در قبال کاری که انجام می دهید پول می گیرید، یعنی آن کار را برای دل خودتان انجام نداده اید. بنابراین شعری که در ازای سرودنش پولی پرداخت شود، اثری بافتنی و ساختگی خواهد بود.”

اگر این موضوع صحیح است باید تمامی کسب و کارها رو به نابودی بگذارند چراکه بیش از 5 میلیارد انسان در ازای وجهی که دریافت می کنند کاری می کنند و بسیاری از آنها به نهایت وجود و عشق کار می کنند.

پس اگر شما خلاقیت ذاتی، وجدان کاری نداشته باشید و تعلق خاطر نداشته باشید در تمامی حوزه ها درست عمل نمی کنید به عبارتی شما از سر اجبار دارید کار می کنید! اما اگر شاعری این خصوصیات را داشته باشد قطعا هنر در او متجلی می شود حال اگر شما وجهی به او پرداخت کنید نه تنها او را وادار به سرودن یک چیز بی ارزش نکرده اید بلکه قوت قلبی هم برای بهبود بهتر کیفیت به او داده اید. اگر شما کاری را دوست نداشته باشید و پول بگیرید بله حق با این دوست عزیز است اما اگر عاشق کار و پیشه خود باشید اگر خلاق و هنرمند باشید قطعا با حمایت ها و شور و شوق کارفرما و یا مشتری انگیزه دوچندان می گیرد پس دیگر تفاوتی نمی کند بهانه های شعری را خودتان بجویید یا به شما بدهند.

سطح غنای اشعار سروده شده در شعرساز و رضایت 100% مشتریان از کیفیت و خلاقیت اشعار شعرساز گواه این سخن است.

چون اینجا سفارش، حمایت ادب دوستان از شاعران است و شاعر، فقط هنرش شعر است و قلمش را برای هدفی صرفا بعنوان پول نمی فروشد! چراکه با نهایت خلاقیت دقیقا همان چیزی را می سراید که گویی برای دل خود می سراید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

error: Alert: Content is protected !!